لینک تلگرام
 لینک تلگرام
 لینک تلگرام
قوای ادویه - شرح نرم افزار های مرجع طب سنتی

قوای ادویه

یکشنبه 19 شهریور 1391 22:32 نویسنده: سید رحمت الله انصاری چاپ
قوای ادویه
 
مخزن الادویه
 
        * و بدانکه * کیفیت عبارت است از هیئت مستقره مجتمعه الاجزاء در جسم است که تصور ادراک آن موجب تصور و ادراک امری خارج از آن نباشد و نیز اقتضای قسمت و یا نسبت در اجزای حامل و موضوع خود ننماید یعنی قسمت پذیر نباشد والله اعلم . * و اما کیفیت معرفت درجات ادویه و مراتب آنها * پس بدانکه آنچه وارد بدن انسان معتدل المزاج و یا قریب باعتدال جوان ذکی الحس با ادراک کردد و حرارت غریزی او درآن تاثیر نماید و کیفیت کامنه  بالقوه آنرا بروز و بفعل آورد و آن کیفیت حاصله اکر مماثل کیفیت بدن آنست و بتکرار استعمال و تکثار مقدار شربت تاثیری و احداث کیفیت غالب و زائد بر مزاج اصلی آن نکند و ارواح و قوی را متغیر نسازد بکیفیتی از کیفیات اربعه و ناقص و مختل ننماید فعلی از افعال را ، آنرا معتدل نامند و الا خارج از اعتدا ل ، و خروج آن اکر بمرتبه است که مقدار کم آن دربدن احداث کیفیتی غالب و زائد ننماید و مقدار بسیار و تکرار استعمال آن تغییر کمی نماید اما ناقص و مختل نسازد فعلی از افعال را ، آنرا درجه اولی کویند و اکر مقدار کم آن احداث کیفیتی غالب و زائد نماید اما زیادتی مقدار و کثرت استعمال آن بسرحد ضرر و فساد نرسد آنرا درجه ثانیه نامند ، و اکر با آن بسرحد ضرر و فساد و نقصان و اختلال رسد ولیکن مهلک نباشد آنرا درجه ثالثه کویند ، و اکر ضرر بسیار و عظیم در ارواح و قوی نماید و بسرحد هلاکت رساند و مهلک باشد آنرا درجه رابعه نامند ، و نیز مراتب اربعه و تاثیر کیفیت غالبه آنرا بدین نهج بیان نموده اند که چون بدن مشتمل است بر افضیه[28] مانند معده و بر مجاری مانند عروق و بر اخلاط محصوره در عروق و برطوبت ثانیه محصوره در عروق شعریه و فوهات سواقی و بر اعضا و اروااح که در جمیع اعضای مذکوره ساری اند . پس هرچه بمقداری خالی ازافراط و تفریط وارد بدن کردد بیرون از آن نیست که بعد از متغیر شدن از کیفیت بدنی تاثیر در هوای شاغل افضیه کرده مفقود الاثر میکردد و یا اثر ی ازان باقی میماند اول معتدل است و ثانی اکر تاثیر آن منحصر در روح مجاور مجاری است و تجاوز از آن نمیتواند نمود درجه اولی است و اکر تاثیر در روح و اخلاط نیز مینماید درجه دوم و اکر در روح و اخلاط و رطوبت ثانیه تاثیر مینماید درجه سوم و اکر تاثیر آن در هر سه میباشد و کل اعضا را شامل کردد درجه چهارم نامند که نهایت تاثیر است . بدانکه هر یک از درجات را سه مرتبه قرار داده اند در عرض اول و وسط و آخر و کیفیت غالبه در هر یک در اول آن درجه بالنسبت بوسط آن کمتر محسوس میکردد و در وسط از آن و در آخر از همه زیاده و درجه رابعه در هر مرتبه از کیفیات را در طول سم کفته اند و آن شیء را سمی مکر آنکه بحسب صورت نوعیه تریاقی باشد ، و آنچه اذیت و سمیت آن در اول اثنای آن درجه باشد قابل اصلاح است و آنچه در آخر آن اصلاح پذیر نیست و این تقسیم و مراتب و درجات کیفیات چندان اصلی ندارد و کلی نیست بلکه اکثری و استقرائی است نه تحقیقی .
 
        فائده : بدانکه مقرر است نزد حکما که شیء حار رطب تجاوز نمیکند حرارت آن از درجه اولی جهت آنکه اگر حرارت آن زائد شود بر آن مقدار فانی میسازد رطوبت آنرا پس برای این است که نمی باشد دوای گرم در درجه دوم و سوم در اکثر مگر یابس ، و هر چیز که حار در درجه سوم و چهارم باشد البته یابس است در آن درجه ، و تاثیر سمیات اکثر بصورت نوعیه خود است که خاصیت مینامند به همان معنا که مذکور شد نه به کیفیت محض ، چنانکه ذکر یافت و اکثر ادویه فادزهریه قوی گرم و خشک است و یا سرد وخشک میباشد همچنین سموم حیوانات سمی ، زیرا که تاثیر هر یک از فاعلتین که حرارت و برودت باشند با یبوست ، بسیار و قوی میباشد و با رطوبت اندک و ضعیف ، * و نیز * مزاج را به قسمت اولی دو نوع قرار داده اند یکی اولی اصلی طبیعی حاصل از امتزاج عناصر اربعه و غلبه بعضی بر بعضی و مغلوبیت دیکری ، و دوم ثانوی صناعی حادث از تراکیب ادویه  مفرده یا مرکبه در مرکبات مصنوعه و این ترکیب شامل کیفیت و صورت هر دو است . یعنی همچنانکه کیفیت اولی اصلی میباشد ثانوی صناعی نیز میباشد چنانکه ذکر یافت . همچنین بحسب صورت نیز بردو نوع است یکی : اولی اصلی و دوم : فرعی صناعی و نیز هر یک بر دو نوع اند تام الترکیب قوی مستحکم و غیر تام الترکیب ناقص ضعیف رخو غیر مستحکم . اما تام الترکیب آن است که اجزای بسائط عنصری ممتزج آن بسیار لطیف صغیر صافی باشند و با هم فعل و انفعال تام نموده کیفیت و صورت وحدانی یافته باشند بحدیکه حرارت غریزی بدنی بلکه حرارت خارجی ناری نیز اجزای لطیفه آنرا از کثیفه جدا و متفرق نتواند نمود تا از هر یک اثری و کیفیتی و خاصیتی خاص ظاهر کردد بلکه کیفیت و خاصیت واحده اعم از آنکه معتدله باشد و یا غیر معتدله از آن صادر و ظاهر کردد مانند ذهب ، و یا بدشواری توانند تفریق نمود مانند سائر فلزات متطرقات[29] ، اما غیر تام الترکیب ناقص ضعیف رخو غیـر مستحکم نیـز بمراتب میباشد ، بعضی از آن را تفریق اجزاء از هم بسیار سهل میباشد ، کوکرد و نمک ، و بعضی را بدشواری ، و ببیان دیکر آنکه ناقص الترکیب یا بسیار ضعیف است که تاب غسل و شستن ندارد مانند کاسنی و اکثر بَقول[30] که طاقت طبخ بسیار ندارند مانند افتیمون و عدس و امثال اینها که بمجرد شستن و طبخ بسیار اجزای حاره قلیله خفیفه لطیفه نافذه مفتحه آنها مفارقت نموده و تحلیل یافته اجرام بارده غلیظه کثیره مسدده ثقیله کثیفه آنها باقی میماند و لهذا نهی وارد شده است از جناب حضرت شارع نبی صلی الله علیه و آله و سلم و از اطبا نیز در باب شستن کاسنی و امثال آن از جهت جدا شدن آن اجرام از هم و باطل شدن افعال مختصه بانها مانند کوشت مرغ و عدس و ترب و کلم که جوهر لطیف جالی و بورقی[31] مسهل آنها از ماده ارضی کثیف قابض از طبیخ در آب جدا میکردد و در آب می آید و باقی میماند ماده ارضیه قابضه آنها و لهذا آشامیدن مَرقه[32] آنها ملین طبع است بخلاف جرم آنها که مسدد و قابض است ، و نیز استعمال بعض آنها مانند کلم و ترب و عدس از خارج محلل و منضج است بخلاف از داخل و از آنها اقوی پیاز و سیر است که استعمال آن هر دو از خارج منضج و متقرح است خصوصا پیاز پخته و سیر خام ، و وجه تاثیر سیر و پیاز در خارج از تقرب و انضاج و غیرهما بخلاف داخل شاید آن باشد که چون درخارج بیک جا ساکن و مستقر میمانند و رطوبت بورقیه حاره جالیه و حرارت آن تاثیر درجلد بدن کما ینبغی مینمایند و لهذا باعث انضاج و تقرح میکردند و در داخل بسبب عدم استقرار و سکون که طبیعت مدبره بدن آنرا دائم در حرکت و تغلب فعل و انفعال و کسر و انکسار میدارد و صورت اصلیه و صورت آنرا برقرار نمیدارد لهذا نمیتوانند تاثیر نمود ، خصوصا که پخته شده باشند در خارج از حرارت ناریه با آب و از رطوبت بورقیه جالیه و حرارت آنها چیزی بتحلیل رفته باشد ، و دیکر آنکه چون اکثر آنست که سطح معده مملو و آغشته ببلاغم و رطوبات میباشد و آنها حائل ومانع می آیند از تاثیر آنها و نیز آنها ممزوج و مخلوط بان بلاغم و رطوبات کشته و حرارت بدنیه در آنها تاثیر نموده کسر حدت آنها میشود و لهذا تاثیر نمیتوانند نمود ، و اکر محرور المزاج یابس که در معده او فضلات و رطوبات نباشد بخورد خصوصا خام آنها را البته باعث سَحَج[33] و تقرح میکردد ، و همچنین هر دوا و غذا ی حار حاد که در بلدان بارده رطبه صاحبان امزجه بارده رطبه بلغمیه تناول مینمایند بدان جهت موافق است بامزجه ایشان ، و ادویه و اغذیه بارده رطبه که در بلدان حاره حاده صاحبان امزجه حاره حاده دمویه و صفراویه تناول مینمایند و ازان منتفع میکردند البته مخالف و مضر است مقابل ایشانرا ، و بسیار ی از ادویه است که تناول آنها تبرید بسیار مینماید و تضمید آنها تسخین و تحلیل ماننـد کشنیز و آرد جو خصوصا مخلوط بـا هم ، جهت آنکه جرم آن هر دو مرکب است از جوهر ارضی مائی شدید التبرید و از جوهر لطیف محلل که بعد ورود در معده و تصرف حرارت غریز ی در آن ، آن جزو لطیف محال بتحلیل میرود و باقی میماند جوهر مائی شدید التبرید ، بخلاف در خارج ، و لهذا بتحلیل می برند اورام صلبه بارده را مانند خنازیر و اورام حاره را نیز و یا آنکه ضعف و رخاوت آن ادویه باین مرتبه نباشد مانند شبت[34] و امثال آن که از غسل و طبخ اجزای لطیفه آنها از کثیفه جدا نمیکردند و تحلیل نمی یابند ، و بعضی از ادویه میباشند که صاحب دو جوهر مختلف و اجزای متضاده الکیفیات اند از غیر ترکیب تام مستحکم و بعضی از آنها ظاهر و محسوس اند مانند اترج که تخم و قشر زرد آن کرم است و حموضت و لُب  آن سرد ، و یا خفی اند مانند بزرقطون  که قشر رقیق بالای آن و تخم آن کرم است و لُبّ آن سرد پس اکر درست بیاشامند بسبب لُب لعابی بارد خود تبرید میکند و میکرداند و لهذا در خارج چون کوبیده آنرا بطریق ضماد بر اورام و دمامیل بکذارند باعث تحلیل و نضج و انفجارآنها میکردد ، و ناکوبیده درست  آن باعث انفجاج  و خامی ، والله اعلم ؛ * و اما مرکبات صناعی * مانند تریاق فاروق  و مثرودیطوس  و سائر معاجین کبار و جوارشات  و حبوب و اکثر ادویه فادزهریه و تریاقیه و غیرها مانند حجرالتیس و جدوار  و جنطیان  و زراوند و شقاقل و امثال اینها از قبیل ثانی غیر تام الترکیب اندکه بعد ورود در بدن و تصرف طبیعت در آنها اجزا ی آنها از هم جدا کشته از هر یک اثری و فعلی و کیفیتی و خاصیتی عللحده ظاهر میکردد چنانچه در مرکب القوی و ذو الخاصیه ایمائی  بدان کرده شد و بیان هر یک بالاجمال در اماکن خود و در فادزهر و جدوار و چوب چینی و مومیائی و غیرها انشاء الله تعالی خواهد آمد و بتفصیل درکتب قوم مسطور است و الله اعلم .
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :